صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS     پادکست     کافه


ماکی بودیم
پادکست
باجه ی شعر
باجه ی داستان
کارتابل مقالنقد
حافظه ی شعر
درتصویرهای عکس
بلاگ واتینگ
X-FIEL
پیولی لیک
باجه ی ترجمه
کیوسک کتاب
گپی باگفت
سطل اشغالی
سری کتاب های سپنج
تلویزیون اینترنتی سپنج
کافه سه پنج

نشرالکترونیکی سه پنج
.نشرالکترونیکی سه پنج.

معرفی کتاب
رن/فریدریش هلدرلین/بیژن الهی

معرفی کتاب
..به یادبعدازظهرهای آفتاب..

معرفی کتاب
..ای کاش آفتاب ازچهارسوبتابد..

معرفی کتاب
..To the poly-poem..

آفاق شوهاني
ویرگول ها به کنار! آمدنم آمده«تو» ببیند

فريادشيري
آغوش من از سفر پٌراست

رويا تفتي
سایه لای پوست

ناصرپيرزاد
چيز

ابوالفضل پاشا
از آن همه دیروز

معرفی کتاب
..اخلاق بوزینگان..

معرفی کتاب
..پسرمسخره ی پیکاسوهستم..


<BR>         
                    </span><b><font size=

<BR>         
                    </span><b><font size=





تعداد عناوين: 216    فهرست به ترتيب تازگی     فهرست به ترتيب الفبايی

در دهانم تار می تند
منيره حسيني
به گریبان خانه ام می رسد
و تو که هر روز به پنجره ی اتاقم پیله می کنی
یک روز
مطلب کامل

بندر روانی
سارا بهرام زاده
چمداني پر از زنانگي اش را به دوش ديوارهاي تيمارستان مي كشيدم
از حدقه هاي سياه پليس رواني اعتراف ها ي ام را بيرون
يك مشت بر تخت گره مي زدم به تخمک هاي پدر
با يك مشت قاضي محترم در انگشتانم مچاله
مطلب کامل

باران می خرم
يزدان سلحشور
فقط یک تابوت دارم که با خودم
برایت پست می کنم
می دانم!می دانم!...پستچی های جنگ تنبل اند اما...روزی...مطمئنا"روزی به دست ات خواهد رسید
مطلب کامل

یک شعر کثیف که کسی سعی دارد تمیزش کند
شيوا شناوري
هزار بار برایت گفتم
این مغز
این پیچ در پیچ آشفته ی بی همه چیز!
این شبه روده ی متعفن
که در سرم نشسته و
مطلب کامل

موهاي اين زن از صداي راديو هم بلند تر شده
هليا بشيري
اين بار كه آمدي
خوب نگاه كن
دارم خودم را از پيرهنم دور مي كنم
شايد چيزي پايت را به اين خانه بكشد.
مطلب کامل

سرهامان را برای میدان قلم می زد
مه ناز يوسفي
و هر جا که تاریخ فارسی بود
آوازه اش را بریل بخوان!
پس حرفی نیست
اگر اندیشه های ممنوع ِمان مشترک باشند
مطلب کامل

رنگين ‌کمانی از احساسات ِ زنانه‌ام!
فاطمه حق ورديان
هرچقدر هم که بندباز ِ ماهری باشی،
يک روز ناگزير زمين می‌خوری
مواظب باش پيش ِ پاهای من نيفتی!
مطلب کامل

من خنده دار نیستم
كورش كرم پور
اتفاق بزرگی ست
اینکه شاید من
از شما به خنده نزدیکتر شده ام
من به طلوع بلاد طفل های بی مِثل
نزدیکتر شده ام
بیایید شوخی!
مطلب کامل

زواياي اين قاب
رزا جمالي
ابعاد گذشته تغيير كرده است
و اين منحصر به رنگ سقف نيست
حروفي كه ما را چون ساكنان اين سرزمين پذيرفتند
و چنانكه مجرمي از اين خاك گريختند
و ما به سكونِ اين شهر عادت كرديم .
مطلب کامل

بی خوابی
رضا حيراني
چه می‌خواستم که نداشتم جز خودم
که دارو بخرد برای دیوارهای خانه بعد
برود کاسه آب بپاشد پشت سرم بعد
برگردد و برای بالشم سر سوغات بیاورد
شاید بشود کمی به تنهایی دهن کجی کرد
مطلب کامل

ايرانه خانم
رضا براهني
دق كه نداني كه چيست گرفتم دق كه نداني تو خانم زيبا
حال تمامَم از آن تو بادا گر چه ندارم خانه در اين جا خانه در آن جا
سَر كه ندارم كه طشت بياري كه سر دَهَمَت سر
با توام ايرانه خانم زيبا!
مطلب کامل

درختی که خوابها دید
هوشنگ چالنگي
از ابرها
آن تکه که تویی
نخواهدبارید
مطلب کامل

شبيه يك تف سر به زير
ناما جعفري
انداخته بودم وسط زجرهايم دهانم را
دهان در رفت و آمد با ميكروفون بود
هي مي رفت /مي آمد/هي مي رفت/مي آمد
آبش كه ريخت
ديالوگ هايش تمام لعنت ها را در مستراح ب ها عمومي اجاره كرده اند
اجاره كرده بودند اقلام جنسي را
مطلب کامل

مثلولوژی
علي ثباتي
این طرف که کسی نیست
آن طرف که کسی نیست
"مثل" مثل ِ آیینه است
این طرف اوست
آن طرف اوست
چیزی نیست مثل
مطلب کامل

زیر آسفالتها را پر کرده ای خانه ها را به هم مربوط
سعيد آرمات
بیرون زده ام همه جای شهر را گرفته ام
لوله های تودرتوی ساختمانها راه هایی در من اند
در شیر آبی که باز می کنی با انگشتهای بلند
خطایی فاحش وجود دارد
مطلب کامل

از روي نعش اروند سوار كند
پيام فتوحيه پور
فقط بهانه مي گيرد كه نفس بكشي
مُسكّن بي طاقت شريان را پر كرده
و اعصاب گرسنه استخوانها را مي جوند
اگر آخرين اميد همين نباشد
چرا سوال تنهايي ات را دوباره تكرار كردي
مطلب کامل

و من که دهان باز کرد ریخت
مریم آموسا
و شوپن روی نفس هایمان می ریخت
ریخت عوض می کنم و به جای تمام مادرانگی هایم
لب هایم را سرخ می شوم
که دروغی نگفته گفته باشم به روز هایی که می روند
مطلب کامل

آزادي در بست
فريبا فياضي
دیوار را به خود می کوبد
و درخواست فشار بیشتری دارد
برادرها تجاوز لطفا!
می توانستند به طرز نفس گیری انگشتان خود را به دو نیم کنند
با انگشتهای خالی از سیگار به هم علامت بدهند
مطلب کامل

آقای کارگردان !
هانيه بختيار
استخوان هایم شکم هیچ خیالی را سیر نمی کند
می خواهم نی بادبادکی بسازم
از نحیف ترین صلب تنی
آرزوهایم را به صلیب رهایی اش بکشم
کمی هوایت را پرواز کنم
مطلب کامل

پوزخند ها پس مانده هایی هستند از لب خند ها
آزاده بشارتي
شبیه لاک پشتی که تخم هایش را در ساحل دیگر دریا جا گذاشته است
با هیچ جای این شهر نسبتی ندارم / جز تن هایش وقتی تو را در آغوش دیگران می فشارم و فکر می کنم نمی دانی گاهی دریا موج هایش را از خود می راند /
مطلب کامل

مغز سرد "اوین"
علیرضا طبیب زاده
وقتی از جایی بلند
پرت می شوی روی برگهای سبزخردادی
و با قپانی هایت
سُر می خوری روی مغز سرد "اوین"
تازه دهان بندت مزه ی نمک می دهد
و تا نیم خیز شوی
مطلب کامل

بودا
باقر يگانه
به بوی عطر موعظه های تو در فضا
بر برهوت دریاچه ها
نیلوفر های سفید روییدند
و ما مریدان ((مارا))
همچنان
بر لب دریای شور سامساراسرگردانیم
مطلب کامل

شبیه هوتن نجات
عباس صفاري
چند هفته بعد در تیمارستان
با سه بسته سیگار زر
و مجله ای که شعر جدیدش
در آن چاپ شده بود
به ملاقاتش رفتیم.
مطلب کامل

کفن دکلته ام را پوشیدم
مهرناز قربانعلي
چه میوه هایی که از بهشت به داروخانه آمدند
تا از ما جلوگیری کنند.
تو زیرپوش خاکریزی رنگت را ریزریز کردی
مطلب کامل

حاجی واشنگتن
رضابختياري اصل
و دخترکان ارمنی - گرجی
درون زیبایی خویش
در وان کریستال حمام می کنند
ماورای شرب الیهود و بخارشراب
مطلب کامل

درست همين حالا
سرورجوان
همين لحظه که کابوس شد تا گرگ و ميشِ آخرين قمار طناب ها
لحظه، لحظه ي آخر شد، و هي مدام آرواره هاي خمار دهان مرگ
هي مدام شمعِ ميان سياهي، هي مدام زهدان، مدام زندگي...
مطلب کامل

تخت شماره ٢
رضاكردبچه
از زیرِزیر دامنـى چین داررشته کوههاى یکدست سفید دماوند
خودم را براى صعود به البرز براى فتح زاگرس آماده کنم
تا عکسى به یادگار با قله هاى پرچم دار...
اصلا کدام قله کدام اوج؟!
من حتى براى فتح کله گرد کله قند هم
مطلب کامل

کلافه
احسان مرداسی
با آجر های دیوار
که تلافی مشت هایم را
حالا دارند
از پیشانیم در می آورند
مطلب کامل

بی شک این جاده ها هستند
علي حاجيان
که همچون باد سایه ها را به این سو و آن سو پرتاب کرده اند
به خیابانی
که پشت در افتاده
و مرا به هیچ کجا نمی رساند
مطلب کامل

طناب های دار بازه نده های همیشگی هستند و ما هنوز هستیم
شيركوه بي كس
هر دوی آن ها در دوراهی مرگ و تاریکی به یکدیگر می رسند
در حقیقت ما خود زندگی هستیم و جوانان مان آینده ای بی پایان اند...
مطلب کامل

تمام کردن یک خیابان
دبیرباجه داستان
سه روز تمام با آن و با آن همه ترس و دلهره ای که بوجود می آورد بسازم و پیش بیایم . به هر حال دیگرباید تمام می شد . یعنی اگر تمام نمی شد من می مردم .
مطلب کامل

سفرنامه ی بیمارستان
هومن عزيزي
خنده
اصالت است
اسکلت ِ جمجمه را فاش می‌کند
ماهیچه‌ها و پوست را کنار می‌زند جمجمه و ردیفی از دندان
مطلب کامل

دو در
گراناز موسوي
به هر دری زدم به دردت بخورم نشد
ته در به دری باران است
به درت خوردم و آن که درد را به روم بست
شباهتی باز به دیر کردن های تو داشت
مطلب کامل

هاله
شعري ازپل سلان ترجمه اميدشمس
ما درآغوش هم کنار پنجره می ایستیم، آنها از خیابان نگاهمان می کنند:
زمان آن است که بدانند!
زمان آن است، که سنگ مسخرگل گردد.
که قلب آشفتگی بتپد
زمان است که بدل به زمان شد.
مطلب کامل

ایستاده و بیدار
علی طبیب زاده
سرنیزه ای ست برّنده وبیدار
برای گشودن دمل های سالیان
و سقف- واره ای که
رویش در خاک ، بی قرارش کرده
مطلب کامل

گودزیلا در حاشیه­ ی تاریخ
الهه رهرونيا
درد می­کشد و تخم­هایش را با زور
از سوراخ آلتش می­زاید.
و جهان برای عرض تبریک و تسلی،
یک تکه یخ هدیه­ش خواهد داد.
مطلب کامل

و بوی دریا می آمد
رضا براهنی
و از هزار بندر و دریاچه عبور کردم
و بادبان های کشتی ها را به نام تو افراشتم
و رفتم از دکلی بالا ، نشستم آن سر
و بوی دریا می آمد و عطر نای نهنگان عاشق را نسیم می آورد
مطلب کامل

تجاوز
رضا براهنی
وقتی که
مامورگردن کلفتی بر گردن آدم سوار
شده
وشلوار زندان تا زانوهایش پایین
کشیده شده
وقتی که
دو امیر تجاوز کون آدم را به یکدیگر تعارف می کنند
مطلب کامل

چشمهایت را که ببندند
رضا براهنی
مرد میگوید دریا را ما خالی میخواهیم خالی خالی خالی
مرد میگوید دریا را بی ماهی میخواهیم
جنگل را بی چلچله بی کفتر بی آهو میخواهیم
و خشن میگوید یک یک میگوید میخواهیم میخواهیم
مطلب کامل

مارمولک ها روی هم راه می روند
ناما جعفری
بالا و پایین می شوم/ شق می کنم/ زنانگی ام را می اندازم/ تختخواب
به پشت بغل می کنم / ساعت های که با توهستم/آرام درتو پنهان می شوم
مطلب کامل

پنکه اینگلیسی
کورش کرم پور
پنکه
یه پنکه اینگلیسی
که آویزون از زمین و آسمون آبدان
مطلب کامل

آن را ببند سرما می خوری
مظاهرشهامت
لخت شده و روی آلبوم خاطره ها غلت بزن .
من می روم دروازه را بپایم
و نگهبانان را
امشب که پیامبران در خوابند
خورشید را اخته می کنند.
حوصله ات اگر سر رفت زنگ بزن
مطلب کامل

دوربين، دهان و عاشقانه‌اي بي‌ زاويه
رضا حیرانی
سرم به چرخ افتاده سطرها
سر به سرِ سري كه دارد به چرخ مي‌افتد گذاشتند
مطلب کامل

در حضور آمونیاک
فرزاد آبادی
از لاک انگشت این دختر بیرون بیا
بیا با این اسب سر به زیری که هستیم
با این گاری عکس یادگاری ها را بگیریم
کافه نداریم
مطلب کامل

نمایی درشت ازیک نقاشی اکسپرسیونیستی
هادی محیط
صدای پخش غذا یا عبور دورآمبولانس
زیرلب چیزی زمزمه می کنم
می شنوی یا نزدیک تر بیایم
بیایم تا وسط آفتاب
مطلب کامل

بخشی از ران من می سوخت
سعیدآرمات
در جای خالی که از تو بلند می شوم که به جای من بنشینی
در ناخن لاک خورده ی تو فرو می روم در چرمی پاره
اصلن تو فرض را از این جا با من بیا پایین
وسط یک بوتیک خیابان در نقطه های روپوش تو تمام شده است
مطلب کامل

دیوانگی من مادرزاد است
فریاد شیری
بر شاخ گاوی که ماق می کشد: ما...
لطفاً برای شفای من
زمین را دعا کنید آمین!
مطلب کامل

نامه هایی که از فرط اسرار درشعله می سوزند
داریوش مهبودی
نامرئی شده ام
آن قدر
که خود را
درآیینه نمی بینم.
درخانه می پلکم،
مطلب کامل

چه؟
علیرضا بهنام
چشمان بیرون آمده از کاسه های سر
زمین مثل همه است از بین گیسوهاش
جنگ است چقدر شبیه همه
و سقوط سقوط می کند از گیسوش
سقوط می کند که بگوید چه؟
مطلب کامل

من زندان توام يونس!
فاطمه حق وردیان
قصه‌ی تلخی است
اينکه من؛
تاوان ِ اشتباه ِ مردی هستم،
که دوست‌اش می‌دارم...
مطلب کامل

بعضی دارکوبها شکستند
آنا شکرالهی
جنگل درگرفت
بعضی دارکوبها شکستند
و برخی فعلا در صحنه کارتون به درخت می کوبند
مطلب کامل

در پاگرد خانه ات كه مي بندند
لیلا کردبچه
آنقدر كه فكر مي كنم هركه ايستاده است
لابد پايي براي دويدن ندارد
يا آنكه مي دود
پاهايش را
مطلب کامل

دستگیر دشنه نبود
سارا بهرام زاده
نبش سنگ قبر تونلی
کلمه دستت را می برد
دستت کلمه را
کلمه دستت
دستت
مطلب کامل

كه شهوت بوسه هات
فریبا شادکهن
آبستن دانه های رنگارنگ است
فريبانه می فريبمت؛عاشقانه
وقتی
داغ داغ بوسه هات
خورشيدهای دواری می شوند
مطلب کامل

خطر با صدايي بلند همه را تهديد می کند
علی اسداللهی
از خنده هاي به هم ريخته ای
که هر صبح
در آينه های ماشين تنظيمشان می کنم
و می برم به اداره ی خراب شده
مطلب کامل

ا ین نام از بیماری مزمنی رنج می کشد
رضا کردبچه
پاهاى لخت و کشیده سیمى که از سوراخ دیوار آویزان بود
مرا با شدت هرچه تمامتر درحالتى که دمربروی آن افتاده بودم
به دیواره هاى اطراف کوبید
مطلب کامل

این عوعوِ سگانِ شما نیز بگذرد
سهند آقایی
دست‌هایتان فرار کند به دوردست‌هایی که
هیچ نشانی از هیچ نشانی از هیچ نشانی نیست
که سیاهی بر بلندایش
به تابنورِ مانده بر
مطلب کامل

من پسری بی دست و پا هستم
محمد صادق صالحی
با ریدنم نه از خود خالی می شوم
نه دست کشاورزی را برای دعا به بالا می کشانم
مطلب کامل

به ندایی از دور دست
سرورجوان
در خیابانهای بی انتها
امید را می کاری.
کابوسی هستی قرمز
مطلب کامل

من سیاه شده ام پدر
بابک شاکر
فانوس های شهر را خاموش کن
شهر را فراموش کن
خودت را کنارتابوت پوسیده ام بگذار
بگذاربازوانم آشکارشود
مطلب کامل

ندای گلوی بریده ام
نارسیس زهره نسب
شب وقتی نیست که می خوابیم
وقتی که نمی گویمت شب است
وقتی که نمی شنوندت شب است
نترس
اینگونه که با توام
مطلب کامل

دشتي خواني در فلات گريان
عارف رمضانی
به دهان های پر خون
به سینه ها ی سوراخ
به چشم های باز خواهرم ندا
مطلب کامل

بر خاکستر خرداد
محمود کوير
خواب خاکستر را چه بی خبر برآشفت
تا از کلاله و کاکل خونين شعله ها
ققنوس خوش خبر برخيزد
مطلب کامل

چهار قطعه برای نداهای خفته¬ی خاک
منصوره اشرافی
با پیشانی زیستن
در جغرافیای مرگ،
با حدیث مکرر گریز و ناگزیری
از تلاقی مرگ و زندگی
وتکرار و تعویض، تاریخ را
مطلب کامل

از چشم این گلایلِ
صالح دُروند
باور نمی کنم بتوانند اینچنین
خون از دهان و بینی دختر درآورند
باور نمی کنم بتوانند سیل خون
از چشم این گلایلِ پرپر درآورند
مطلب کامل

و آنهایی که رفتند
مه ناز یوسفی
شهر تصویریست با سایه های بلند
که از پایان ِ پاهامان آغاز می شود
کمی به اسم ِ خودش
کمی به اسم ِ شما.
مطلب کامل

ترانه ی ساده وغمناک کشورم
امید شمس
از لخته های آدم و ماشین و موش توی ولی عصر
ازبوی بنگ و علف توی خوابگاه و خیابان
از حرفهای تراکتورواررمه های روشنفکر
از برج های اخیرنیاوران و ونک
مطلب کامل

صد دهان فرياد
علیرضا طبـیب زاده
مکدّر، اين دقايق،
تا به پای ِ رهور ِ اين قوم ترسيدن،
ميان ِ اضطراب ِ خانه های خالی ِ اين صفحه ی شطرنج،
که رنگی جز سياهی
مطلب کامل

همیشه می آیند
علی رضا زرین
بیزارند از بوی ِ تعفّن ِ مرداب،
از حسّ ِ ماندن و در جا زدن،
از مطیع و دل مُرده و سرکوفته زیستن.
به آزادی می اندیشند،
مطلب کامل

ندای شعر ایران
ری را عباسی
آنسوی خیابان سکوت است
برگها فرو می ریزند برگهای بد ، برگهای بدتر
مطلب کامل

رگ هایی که بر اسفالت می ریزد
علی عبدالرضایی
ندای رفته اینجا و خدا آبستن است آنجا
من اینجا کنج زندان و سپاه دشمن است آنجا
مطلب کامل

خرداد ۱۳۸۸ بود دخترم
سارا محمدی
دیگر
از پدر‌بزرگ نخواستم
خاطرات انقلاب را تعریف کند
مطلب کامل

پر گوی و یاوه ساز شدی
سیمین بهبهانی
خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی
کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود
مطلب کامل

برای دخترم ندا آقا سلطان
شمس لنگرودی
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور می شود.
مطلب کامل

نمي‌شود كه شكستن چيزي را ببيني و دم نزني
مهرداد فلاح
البته كسي را بدنام نمي‌كنم
و به هر كه بخواهد راست بگويد گوش مي‌دهم
و زبانم مي‌سوزد به حالِ كسي كه مي‌خواسته و نگفته
و نگاهم از بگو مگوي دهان‌ها و ليوان‌ها
زخم برداشته...
مطلب کامل

ترانه‌ی خود كُشيدن‌ها
رضا حیرانی
اون كه جمعيتي از مرگ
توي رگ‌هاش خونه دارن
ابراي بارون نديده
تو توهمش مي‌بارن
مطلب کامل

لطفا پرچمی را که به شما دادم
علی شاه مولوی
قرار ما میدان عدالت بود از مسیر آزادی
شما در مسیر غنائم پیاده شدید
من به این عشق عمومی مشکوکم
مطلب کامل

در بعد از ظهری
آزاده دواچی
به آغوشی دردناک دعوت می کند
دستانت را ببند به درختی پیر،
و سیبهای کِرِم خورده در بغل زمین را
مطلب کامل

تو رئيس جمهور تن بودي !
سارا بهرام زاده
اين مسئله كاملا شخصي ست !
امنيت اين صفحه
درگير داستاني ست
كه صندوق صندوق
مطلب کامل

ساختمان من بوی آستین تو نخواهد شد
شهرزاد نصیری
تا لمس کاج هایی که گیاه من نیستند
تو آنسان که
خودی در قحطی زدگان آسمان بودی
انسان را فهمیدی...
مطلب کامل

مواظب سرتان باشید
میخوش ولی زاده
فردا صبح هوا ابری است
یادتان باشد همیشه برخلاف شعر سهراب
چتر با خودتان ببرید و ببینید
اصلن می شود زیر باران رفت؟
مطلب کامل

تو اما تاس بريز روي خودت
علی اسداللهی
يکي را به آسمان ببند
و ديگري را نگه دار
تا تفنگها بي هدف زندگي نکنند...
مطلب کامل

امروز باران باريد
اسماعيل يوردشاهيان اورميا
و من نوشتم تو
اما تو غايب شدي
همانطور كه درخوابهايم غايبي
نوشتم عشق
چيزي بر نيامد جز ياد تو
مطلب کامل

چهارشعر
علیرضا بهنام
اوهام دوجنسی از تو می آید جناب ابوالهول
یا نایب بر حقت ارباب قرمزها
ما سه تایی ها سه پایی ها اینجا که هستیم برای همین است
مطلب کامل

و شوندگان عزیز توجه فرمایید!
زنیب حسن پور
از ابتدا هم من پسر پدرم بودم
و او پدر ِپسری بود که دختر ،چهار زانو کنار ِپدر می نشست و پدر می گفت : پسرم!
جنگ 30 و چند روزه تمام شده ست وما بُردیم و این پرچم ماست که در هوا برافراشته شده است!
و پسر گفت پدر یعنی آن ناو را ما زدیم؟
و پدر گفت پسر یعنی آن ناو را ما زدیم؟
مطلب کامل

شكسته قرار ندارد
آفاق شوهانی
اتو متو زوكى
ما قرارهاى ميان ِ سكوت ِ خفته را گفتيم
مى‌شنوى!؟
از گفته اين ناگهان لب‌ها حاضر
و چهره‌ات اين‌جا كه عصر است
و صداهاى شكسته مى‌شنوى!؟
مطلب کامل

از لاي پايم خون مي چكد
افسانه شفیعی
صورت سربي كثافت سالها مردانگي اش را لاي روزنامه پيچانده و هر چه نوشته دوباره مي نويسد
مطلب کامل

شايد كه من
ابوالفضل پاشا
من مرده‌ام كه دارم اين شعر مى‌نويسم
تو با روسرى‌ات گلدار ايستاده‌اى كنار خيابان
مطمئنم كه مرده‌ام وگرنه مى‌آمدم تو را مى‌كشتم
ماشين‌هاى‌ تكْ‌سرنشين چراغ مى‌زنند
مطلب کامل

اين كوچه شعر مرا بلد نيست
فرهاد قلی زاده
گم شده ام
از بس كه به خودم رسيده ام
هر روز اصلاح
ساعت 6 صبح مي زنم بيرون
هفت تاريكي نشده خانه ام
مطلب کامل

با بوی تازه ی خون
مسعود ضرغامیان
خطوط خون روی کمرم
به موازات انگشتهای تو
بر ناخنهای تو
برسینه ی تو
دامن تو
شب موهای تو
مطلب کامل

حوالی چند خراش
مانی محمدی
با ابر به زمین می کشی فنجانی را که یکی وحی می شود به میان پاهایت .
حمله می کنمت با چیزهای دست سازم
مطلب کامل

نه هرگز با شما
اسماعيل يوردشاهيان اورميا
در قايقی ميان مرمره
نه در خيابان ساحل کنار پياده رو
که به دريا نگاه می کرد
خواستم بااو حرف بزنم
چيزی بگويم
مطلب کامل

ﻣُ ﻣُ حَمّدِ ﻣُ ﻣُ مختاری
سهند آقایی
مثلِ مرده‌های زمین که مرگ می‌کنند با هم
زندگی می‌کنیم با هم
و نصفِ این دنیا همیشه لنگری‌ست که به خواب انداخته
مطلب کامل

بیضی می‌شود...
شیوا فرازمند
که می‌رسد به تو
در گریز از مرکز جغرافیایی خشمت‌،
مدار آبی رنگی می‌شود
می‌رسد تا بنفشی
که رنگ به رنگ می‌رقصد
با موسیقی اسپانیولی پاهات...
مطلب کامل

ـ نه این ـ
عبدالحسین فخرائی
که صبح در لابلای حرف های ِ معمولن کافی ست /گداری از حوصله را به حواشی ِ مفرط راه ببرم/ـ کودکی در لب تا لب ِ کلمات ِ به تاب افتاده
مطلب کامل

تشت روي دريا تمرکز کرده
علی اسداللهی
زود يادمان می رود...
هميشه بايد ترسيد
حتی اگر شهر امن و امان باشد
و به افتخار آتش بس
تا صبح آتش بازی کرده باشی در خيابانها
مطلب کامل

اين شعر را همين حالا بخوان
لیلا کردبچه
وگرنه بعدها باورت نمي شود
هنگام سرودنش چگونه ديوانه وار عاشقت بودم
مطلب کامل

ریخت و پاش شده بودیم
شقایق زعفری
پاهایمان می لرزید و برای بودن دایره هایی رنگین می شدیم
پس خورده بودیم و مزه ته مانده لاشه های بی خاطره می دادیم
مطلب کامل

به پیشنهاد من فکر کن
پیام رادبرد
جزوه های دختر دانشجو که پر است از خرده های ویفر موز.
خواهش می کنم جدی باش، ما صاحب سبک خواهیم شد
جوری شیشه های مغازه را نصب می کنیم که ترافیک انبوه
مطلب کامل

شما که غریبه نیستید
میخوش ولی زاده
ابری که افتاده باشد
ازدامنت باآن برقصی،اتاق بوی باران بگیرد
پروانه ای سپید از سرت بپرد
خورشید دیگری
خیال کنم- هوا،هوای بسته ایست
زخم کهنه دهن باز کرده است
مطلب کامل

گاوها گرسنه اند
كروب رضايي
عکسی از کودکی من روی برگ انجیر حیاط
افتاده است
مادر بزرگ کته سردی روی دلش مانده
روستا در چارشنبه بازار
دفن شده است
مطلب کامل

نامگذاری
مهدی مرادی
شناسایی نمی شوم
در نامگذاری ام وقفه افتاده است
و هنوز اندکی از روزهای مقرر باقی است
مطلب کامل

تن پنجره دارد مي لرزد
الهام حیدری
از فكر تاريك زمين چه خبر داريد؟
- شايد عقل زمين شهابسنگ برداشته است!
شايد زمين به فكر مدار تازه ايست
مطلب کامل

در اتوبوس تجزیه می شوند
آزاده بشارتی
تو در خانه ای که در آن با هیچ قاب عکسی نسبت نداری
بخند!
اما هر قدر هم بخندی ، بلیط ها بی واسطه از کم شدن النگو هات و قد کشیدن روزهای سرد با خبرند
بلیط ها بیشتر با آدمک های جنوب اما شهر نشین همسفرند!
مطلب کامل

صدای عق زدن پی درپی یک تجاوز باردار است
انسیه اکبری
از رگ به رگ شدن مغزم رد می شوم
و آهسته و خون آشام به امتداد زنی وصل می شوم
که با تو خوابیده
وتوی آینه تنها بوی تند معاشقه اش
مطلب کامل

شمس مضارع
مانی محمدی
به روابطت مي نشينم
بزرگانه مي گويم
تَبَتْ يَدا اَبي مولف
تا حي لايموتم
تا شرطِ آخرم
مطلب کامل

کم کم به نفس کشیدن
مجتبی دهقان
با کرمهای معطری که به بغلهایم زنده اند
تابوت روانی من روی شانه هایشان تجدید می شد
پیر دخترها با دستکشهایشان گرم گرفتند
مطلب کامل

حاملگی ام را پس بیاندازم
سپیده داداش زاده
زنانگی ام را
روی تخت پهن می کنم
و مردانگی ات را
بالا می روم
مطلب کامل

متن تخمی
فریبا فیاضی
از تخمی بودن مغزم خبر می داد
خبرها نفر به نفر دست مالی تر می شد
کسی به ضروری بودن سوپاپ اطمینان حتی فکر هم نمی کرد
به خشک شدن پوست دست ها
مطلب کامل

سالها لای پاهام دراز می کشید
علی سطوتی قلعه
ک روز صبح وقتی نگاه کردم دیدم بی ـ ماری که سالها لای پاهام دراز می کشید در خواب مرده است و مادرش در آینه لب هایش را درست می کند
مطلب کامل

آستین هایش را بزنم بالا
آرش اله وردی
آرام می شوم
چشم تو مثل چهارشنبه سوری ست
چشم تو مثل عضله است
چشم تو مثل عینک است
هرگاه بخواهم می توانم آن را تنم کنم
مطلب کامل

اشتباه من در انتخاب جنین م بود
الهام ملک پور
آب معدنی و یک دست شویی دو نفره
تمامی امکان ها به صندلی چسبیده است
اجازه ندارد بلند شود
اجازه ندارد سلام کند
مطلب کامل

مهره های توی گردنم خیس
یاور بذرافکن
قرار بود به افتخار مهمان ها صندلی های مان را با هم عوض کنیم
فوتک های هارمونیک را راست نگه داریم
تا صبح بطری بچرخانیم و سایه بازی درآوریم
مطلب کامل

چهار ونیم
فرزانه مرادی
فرفرموهایت هتل کالیفرنیای همیشه هست
تو همیشه از ابشار نیاگارا هم بیشتری حتی
لعنت به هرچه کشور اسکاندیناوی میگویم و وایکینگ ها را سر میکشم
عروسکی کمر باریک با پلک های بی رنگم
مطلب کامل

پاشا خیابانی بود
سام مقدم
شاید هنوز کشته شده باشم چون هر چیزی که اراده می کنم از زمین بیرون می آید
مطلب کامل

انجمن بی صورتها
بهنام بدری
دستهایش را روی پیشانی اش گذاشت و ناله ای کرد
کسی که هستی چرا جواب نمی دهی ؟ نمی بینی ام یا نمی بینمت
برای اینکه این صدا نمی تواست شنیده نشود سوگواری گرد و غباری در جهان های هنری پخش کرد
مطلب کامل

با شورت ایستاده به صندلی
رامین عبادتی
صورتها را حتی به خیابان نمی رساند
فرار نمی کنم
آنها کفشهاشان را پوشیده بودند
می خواستند بروند
مثل دیوانه ای که پول دارد
مطلب کامل

ناشی از کنش رادیکال
پتک
ما اعضای گروه پتک اثر هنری تولید میکنیم. ما قصد و هدف خود را در تولید و اجرای آثار هنری، تداوم هنر و ادبیات معرفی نمیکنیم
مطلب کامل

پسا هفتاد سنگ قبر
رضا شنطیا
جوری مرا به سینه ی دیوار کوبیسم
که داغ فنجان، قهوه شد
و هوای کافه تازه دم داشت می کشید
مطلب کامل

شكوائيه براي ه.الف
امید شمس
له له كه از هر دو زاويه از هر دو ميخواستم ميزدم هنوز و منتظري
هنوز صدهاهزار سوت سوتك فريبا نهفته به بالين شكفته يا
شكافته از فرق سر دلي له له زنان دور تند
مطلب کامل

سارایوو
مهردادعارفانی
در هم می شوند و باز گشوده می شوند
دستانم را روی لب ها گرفته ام که تو را ببوسم
سرخی آفتاب براستانبول
اکتبر را به جای تقویم من نشانده است
مطلب کامل

نمایش
مرتضی نجاتی
شاید اگر دلت می‌گرفت تنگ غروب
سری به کفترهای پشت بام...
برای تو اما
آب و دانه ندارم، ـ بیاورم!
مطلب کامل

می ترسم آسمان سقوط کند
مهدی نیاکی
باران هاشور می زند پشت سرت
راه هایی را که از آن عبور کرده ای!
بازگرد و نگاه کن!
کجا می روی؟
ترتیب باران را به هم زده ای!
مطلب کامل

دری در تپ تپ
مریم هوله
و این چشمی که لعنتی دو تا می بیند....
حتا تو را به معشوق ات خیانتکار می کند
با گیجی که می رود روی اشباح ِ معشوق ات
در تصاویری که از روی یک تخت در بیمارستان میسرست!
مطلب کامل

گورستانی غیر¬رسمی¬ست
هومن عزیزی
ویترین ِ شعر پر از کلمات ِ ساکت و افلیج...
سایه¬های بی¬هدف ِ اشیا... فکرها...
¬ که رقص¬های نا¬امیدشان در تکرار ِ حوادث
زبان را به سرگیجه¬های منگ
مطلب کامل

اگرکلافه به خانه بیاید
عباس صفاری
خانه ی چوب نمایی دارد
که درهوای بارانی
شبیه کشتی دزدهای دریایی است
اگرخیال پرورخوبی باشی
اسرارآمیزوطاعون زده هم
می توان دیدش،
زن مطلقه اش نیز
مطلب کامل

تماشاگرنما
هوشیارانصاری فر
مشت مشت قرمز را
اخيراً قرمز را همين جا غروب، خوب
آبي را ، و آبي را به نوبه خودش بر خاك
و مي پاشند و مي پاشند
با ما هردو حا حاضر ، دوست داشتني ، غرورانگيز
با با غايب ، با با غروب ،
مطلب کامل

رقصِ سوخته
مرتضی بخشایش
انکار تو چیزی به ایمانمان نیفزود
گردنه‌های آسمان
ارزانی فرشتگانی که خنده‌هامان را
برای آرایش و دلبری از پیامبری مجعول
آتش زدند
مطلب کامل

در سینه هایمان شکست خورد
فرشید جوانبخش
در اندام منتظر یک مسافر چه خواهد شد ؟
که آیا در تنی به شب آلوده
و در جهانی که آسمان دیر می کند
پرنده در کدام رگ از راه می رسد با شراب ؟
مطلب کامل

سنجاق سری به هوای تو پرواز
مرتضی شاهین نیا
در سرم نشسته ام و ماهی می گیرم تا
در قلاب می افتند تا
تابستان با پاچه های بالا زده تا
خورده در صفحه ی گرامافون تا
اعداد پیچ بخورند تا
مطلب کامل

برویم کافه شوکا
رضا حیرانی
می‌ترسی مثل موریانه‌ از درون پوکت کنم
بجوم عصب‌های مبتلا به منت را
بیاویزم از چوب لباسی آغوشت را
که امروز هم به همسایه‌های فضول نگفتیم
پشت به دیوارها به خواب هم رفته‌ایم
مطلب کامل

با ساعتهایی که زمان را به عقب می شمرند
لیلا فرجامی
مرد من
موجودی ست
میان فیل و موریانه،
وقتی خواب می بیند که فیل است
سایه اش به کوچکیِ موریانه ای می شود
و وقتی خواب می بیند که موریانه ست،
سایه اش به بزرگی یک فیل.
مطلب کامل

زندگی یک بارمصرف لاک پشتی پیر
ناما جعفری
باید مواظب باشم/ به راه راست بروم
به چپ نه / راست می کنم
لازم نیست کفش هایم راجفت کنم / را که افتاده باشی
به لیوان چای می رسی
به کتاب های نخوانده
به شیاره های پیشانیت /به زندگی یک بارمصرف لاک
مطلب کامل

ای توی روح هر چه پیراهن !
محمدرضانامداری
بلا نسبت هر چه معاشقه !
پیراهنم که همیشه از پشت ... ! و من که از پشت کوه
پشت گوشهای تو افتاد و هر چه غزل بود توی آسیاب سپید کرد
مطلب کامل

گیسوا ن زنی سا نسور شد ه را
محمودمتعقدی
کلما ت بیرون تو..
گیسوا ن زنی سا نسور شد ه را
کا ش
چشم ها ی " فا یقه " می فهمید
ما د ر
مطلب کامل

شب ها که ماه کامل است گرگ می شوم
تیردادراد
شب ها برای چه می آیند ؟
تو شب ها جای ِ دیگری هستی
و روز ها مقابلم می نشینی
چشم در چشم در من زل می زنی
اما شب ها
شب هایی هستند
مطلب کامل

هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد
لیلا کردبچه
انگشتم را بر ميدارم و
خانه اي در هوا مي كشم
بادها سقفش را مي برند ،
روي شنهاي ساحل مي كشم
درياها از سقفش چكه مي كنند
مطلب کامل

می گویند باز نخواهی گشت
علیرضاطبیب زاده
وقتی فنجان چای ات
همینگونه سرد مانده ست روی میز
و این دسته گل هم از این خشک تر نمی شود،
یقین دارم
که هرگز نرفته ای.
مطلب کامل

باید خدانگهدار آقای ...
یدالله شهرجو
نه از ردیف خانه مرده شور
نه از بوی مشمئز کننده کافور
خروس خوان صبح
از همین خیابان روبرو
برای صرف یک صبحانه
مطلب کامل

ساعت يک ربع به پنج بود
شاهین شاهمیر
با هم عکسها را نگاه می کردیم.
کودکیِ من با دوچرخه ای زرد رنگ به انتها رسيد
در همان کوچه ای که روزها
سالها بعد به دنبالِ خاطراتم ميگشتم و
همه در يک راه قدم ميزنيم.
مطلب کامل

در نيمْ سايه هايم ،به عرياني !
سيروس رادمنش
چيده نمي شوي
پُر از كُرك هاي بو
كه نقشِ پروانه مي زني
چون دست به چيدنت بگشايم .
مطلب کامل

همه ي عمر در خيابان تند راه رفته ام
سعدی گل بیانی
و توي گوشت خيابان تو را طي مي كنم حس غريب
هم بي ميهن ، مي نشينم روي جاي خالي شرق
و جاي خالي شرق جنوب نشيمن مرا اذيت مي كند
مطلب کامل

براي ماجرا جويي چيزي كشيدم
رجب بذرافشان
دپيلم خياطي براي شوهر كردن خوب است
ولي براي شعر گفتن … }
حالا كه از لبه ي خطر دور شده ايم
لااقل ليسانس آقا را قاب بگيريد
مطلب کامل

جذاب
شقایق زعفری
لعنتیِ عوضی
نگاه کن به من
به این عکسها
خوشگلی ام را دست بزن
مطلب کامل

در پای اصل
یدالله رویایی
پله چشم می زنم برموج
دراز می کنم اصل را
و گِرد می کنم
در پای او کمال
کف می کند
مطلب کامل

و هر آجری که در خانه های شخصی به کار می رفت تیغ بود
کورش کرم پور
سرباز این پرچمی بودم که وطنم بود
نه این چیزی که تیغ صورت تراشی افقی در هوا ست
پس این خونی که می چکد از باد چیست؟
زندگی کردن در میان دو آرواره ی سوسمار
مطلب کامل

با اين طبعي كه رنگ به رنگ مي شد
آزاده فراهانی
مي كوبد
و باز مي كني اين پنجره ها را
و دو ليوان پر مي كني كه بنوشي به سلامتي ام
"كه سلامت همه آفاق در سلامت توست"
و تو خوب مي داني كه مست مي شوم با همين سطرهاي هميشه تكراري
مطلب کامل

تا تویی را نبینم که نیستی
لیلا ملک محمدی
موهای تو روی گردنم
تو را باز می‌کنم
با صدای بلند می‌خوانم
خطوط برف در هم می‌رود
برف می‌بارم
مطلب کامل

سی پنجره
محمد صادق صالحی
مادر بزرگ که مادر مادرم است
بغچای دارد که اگر یک مشت دانه روی خاک بریزد
با خیال راحت می توانی تلسکوپت را تنظیم کنی
و آنقدر شهاب بشماری تا خوابت ببرد
من اگر تمام شب را روی سرم می کشیدم
مطلب کامل

کلیدگمشده پیدا نمی شود انگار
عباس جیبی بدرآبادی
از تکاندن پرده ها اما
نه کلیدی می ریزد نه شکلکی
نگاه می کنم
اطاق گم است در هیاهو
و در سکوت
و کلید گمشده پیدا نمی شود.
مطلب کامل

چهارشنبه های آتش
فرخنده حاجی زاده
تمامی پیراهن هایم را پوشیده ام
تنم سرمایش می شود
معلم هفت روز هفته ر ابا پیراهن هایم می خندد
و شاگردان
زیر پیراهن هایم اگر بودی
مطلب کامل

بی خبرمی آید..
شمس آقاجانی
من هم پیچیده شدم مثل تو ای پیچیده ترین دخترساده
مثل این که خدا هم آمد
سلام علیکم صبحتان به خیر حالتان چطوراست؟
با اینکه بالاترین مقام این خانه ام ازخدا می ترسم
بانک انگشت اگر به پشتم بزنی کفایت می کند
مطلب کامل

انگشت های مرد بی حس است
نداابکاری
خیابان ازغروب دیگری نمناک است
وچشم های من آن سوی ابرها را می گرید
ساعت های کنهه ر ابر ایوان می گذارم
دیگر غباری نخواهد بود
مطلب کامل

در فكرم زنم لباس مى‌خواهد مى‌خرم
ابوالفضل پاشا
آن‌كه بيرون است شايد تو نباشى
ببي آن‌كه بيرون
تنها شباهتى از تو با صداى پا مى‌بَرَد
همين‌جا كنار بيا
مطلب کامل

وضعيت ترش
آذرکیانی
اين وضعيت به رو به رو نگاه مي كند
اين وضعيت تو را صدا مي كند
اين وضعيت مرا
اين وضعيت
مطلب کامل

با یک رادیوی ِ ترانزیستوری
بهاره رضایی
مادام کوری از بلند گویش
تنها یک بشقاب رادیوم ِ تازه ثبت شده
به من تعا رف کرد.
من جنبه نداشتم :
اِتصالی کردم
مطلب کامل

كه بو مى‌كشند هر چيز باران‌خورده را
آفاق شوهانی
اول ِ اسم ِ تو بود
كه رها شد زير باران.
اين‌چنين تند و يكريز
كجا مى‌روى؟
مطلب کامل

اين بكش ، مكش
مهرنوش قربانعلي
اگر خم بازوي تو باشد
مي خوابم
سيصد سال و نه سال علاوه تر
قسمتي يا روزي كامل از اينجا رد شده؟، نمي پرسم؟
در نوازش كلمات غرق شده ام
الفتي ست كه تابستان و زمستان با من سفر مي كند
مطلب کامل

خشکشویی که توی پیاده روی زمستان "هــــا" می کند
امیر خالقی
چشمانت همراهیم را در پارک دانشجو جا می اندازد
از راه هایی که رفته اندم بپرس
عبور توی ایستگاه اتوبوس کفشهایم را جفت کرده
و " تو" به وتوی خواسته هایم سینه چاک داده ای
مطلب کامل

هنوز خوابم
مهنازبدیهیان
از خواب که بر می خیزم
هنوز خوابم
و حضورم هزار ساله است
در ریتم آغازین
مطلب کامل

دلفین ها چه می کنند
کورش رنجبر
تن بودیم
بسته می شدیم
دل بسته نه
گاهی کنار رویای هم به خواب می رفتیم
در خواب های هم بیدار
تشنه می شدیم
مطلب کامل

بالماسکه
لیلی گله داران
اما منی که در ماه
دو بار دیگر باکره و
در بوسه ماسکه می شوم
لای چادرم را باز نمی کنم
فقط می خواهم
آسمان را جارو کنم
مطلب کامل

دو درخت
مانا آقائی
ما اشک ریخته‌ایم
تمام شب کابوس تبر را آبیاری کرده‌ایم
ما درد را با شیره‌ی خام آوندهایمان
از ریشه به ساقه برده‌ایم
مطلب کامل

کشاله ران های تو
حامد رحمتی
پر... پر... بزنم
و پلی متروک که قدم ها را به لرزه می اندازد
به رودخانه ای میان تخته سنگ های بزرگ متصل شود
و دختری جوان
آواز بلندش را
به دست آب های گرم بسپارد
مطلب کامل

آ شفتگوي نها
امید شمس
والله و لا اله الاٌ … بيجار ثانيه گم اله الاٌ…
سردت ميانه ي سيلا…اله الاٌ …تنديس ِ سوزش ِ ساز…
الله و لا اله …اي خاك …يا كلٌميني …به عزت و آماسِ لا …
به فغان …جان…الله…وااااي …الٌا… دلم…اله …نرو…الله…
سرهاي حاجيه خانم…لا …اشهد
مطلب کامل

جغرافیای مچاله
مرتضی بخشایش
درخت در کابوس خود طنابی کم دارد
و آنچه مترسک‌ها را به این برهوت بی ستاره آورده
دندانی پوسیده
در خنده‌های مجسمه‌ای شرقی‌ست

مردی که پا در اندیشه‌ی خاک
مطلب کامل

بوسه‌هایت/تمام نشدنی هستند
پیام فتوحیه پور
برف
خیاط تلخی است که می‌دوزد
بخیه می‌زند حافظه را
به پاره‌های روز و نگرانی
مطلب کامل

زیرا مرگ تبعید به پرنده‌ای شد
میثیم ریاحی
در من
دلبسته‌ی جنون و بوسه‌ی بادبادک‌ها چرا
انگشتری که در سینه‌ام گریان بود
هنوز از جادوی اطلسی‌ها
و گام‌های زن
مطلب کامل

دگرديسي
رزا جمالی
اين خرگوش كه از سمتِ راست مي آيد
با برف هاي سفيد خوابيده است
اين خرگوش كه به رگ هام آغشته است
مطلب کامل

درعکس های فوری جهان راوداع
هرمزعلیپور
هنوزدوچشم تشنه ای دارم که کشته ی دوچشم
که درراه مرا کشتند ومی کشند.

خواب به زیرپوست آهوان خفته
خواب به گرده ی پلنگان خواب
مطلب کامل

می خورد.می کند.خواب می بیند
مهردادفلاح
فتوشعرشاپ
مطلب کامل

به شکل اسبی که شیهه می کشد
مهنازیوسفی
در هزاره های قبل
به سمت من مخابره شده بود
حالا نزدیکتر به من
همه جا هست
همه جا،فضا که هست.
مطلب کامل

به چشم های خالی وسردم نگاه کن
نگاره اوجی
درچشم های من
این تیله های خسته ی بی معنی سیاه
یادآورغروب بدون سپیده است
وچشم های من
جزاین سیاه محض
رنگی ندیده است
مطلب کامل

سر سینه هامان سر ندود باران
زیباکرباسی
عکس فواره هوا می کند
صورتک ها دنبال توپ ماهوتی می دوند
اسب های مخروطی ترکتاز و
ماه مثل الماس ماقدونی روی پیشانی ام « مرا ببوس » می خواند
در خواب هام که می غلطی می پرد زنجره از زنجیر دور کمرم
سنجاقک از سنجاق سرم
مطلب کامل

یکی ازمابایدبه اومی گفت
فرشته ساری
سپس
گوهرناب آن
به فلزی سیاه بدل می شود
که پشیزی نمی ارزد
اگرتاخت بزندبا آن
مطلب کامل

وسایه اش رابکوبد،گامب
محمدحسین مرتجا
مه آلوده این سطرهای روشن رامی کشی ازباد:
شعری بیاید،بیاید...بنگ،بنگ!
بزند بانگ واژه هایم را
بکشدتمام حس هایم
مطلب کامل

پاهای به جامانده دربرف
عنایت سمیعی
می رود
برمی گردد
وناگهان
گم گشته ات
به چشم می آید
حالا
ندید- بدید
مطلب کامل

سگ دو مي زني از سَرِ صبح تا بوق سگ
منصور بني مجيدي
نَه از برايِ افزونيِ سطرها و صفحه هايِ خالي ...

- قلم اَت به بوي ِ امضايِ كه افتاده

كه كاغذهاش

نَه به ميلي غريب آويخته در خوابِ كتابهاست
مطلب کامل

باورها را روی اسب پاشاندم
علی رضاپنجه ای
عصر نجیبی بود
زمین که بوی یورتمه می زد
بذری که سبز کرده بود
علف های پشت ران اسب را
مطلب کامل

پاییز از شانه های درختان بریزد
حسین دیلم کتولی
خرس های قطبی
خواب ستاره های بزرگ می بینند
تونیززبان فانوس را ِببُر
تا ماه
از گلایه ی برکه وُباران
آینه نچرخاند
مطلب کامل

خنده هایت را روی لب های من
مهدی رضازاده
هر چه بلند فکر می کند
این حواس ِ گیج
پیچ می خورد یادهای خوش
که بند نمی شوند روی دلتنگی ها
مطلب کامل

به خط های دستش اضافه میشود
فریادناصری
کبریت می کشد
سرفه می کند
اما هیچ وقت
آن اسم را
از نک زبانش پیدا نمی کند
مطلب کامل

از روي نازهاي آفتابي اومي نويسم
نصرت الله مسعودی
چه خوش مي گذري
از بام بخشنامه هاي تاريك!
پس همچنان بخوان:
ما دست ِجنون را
از پشت بسته ايم.
مطلب کامل

این گونه از مردن ماهی می گیرم
محمدحبیبی
می توانم همین طور پای مرگ را
به مرگ باز کنم
به خواب
وقتی گونه هایِ تو سرخ
مطلب کامل

به سمت نامعلومي مي‌دويد
شاهین شالچی
همه‌ي قدرت‌شان را از انتهاي سقف
به زمين
بيهوده براي چاله‌اي خرج مي‌كنند
تنها من مي‌دانم
پاشنه‌ي كفش پسركي بود
مطلب کامل

فقط برای چند ثانیه درگیر می شوم
کورش جوان روح
حالا که عقربه¬ها چند رقمی بزرگ می¬شوند
بی صدا ورق می خورم
بر روی بال کبوتری که می گذرد
از فراز معبد آناهیتا
شاید نقشت را بازیابم
مطلب کامل

لیلی دایره بود
مزدک پنجه ای
دست بود و پا
رویای کودکانه ای که فراموش نمی شود
هیچ گاه هیچ گاه
دوان دوان
به تابستانی گرم می رسم
عمه می گفت: مزدکی بابا بود
شوهر لیلی بود
مطلب کامل

دارم خودم را مرور مي كنم
یدالله شهرجو
صبح امروز-پانزدهم مرداد را –
از جلو پيشخوان روزنامه فروشي ها مرور مي كنم
به تيتري فكر مي كنم
كه طناب زمختش را بر گردن كلمات ابتداي اين صبح انداخته
به كلمات
به طناب دار
مطلب کامل

بیهوده نیست این زخم ها
هیوامسیح
عین موسیقی دانی عارف می شنوم

آه آوای انسانی

آوای انسانی

زیباترین صدایی که خدا آفرید
مطلب کامل

پیاده روی در تونل
رسول یونان
چهار دیوانه بودیم
چهار قطره اشک
دنیا ما را گریه کرده بود
تا صبح در خیابان قدم زدیم
مطلب کامل

من و مادرم در هم ادغام می شویم شب
هادی محیط
چندان مفقود شد که پسری که در من نشسته بود به گریه افتاد .
تو را در خانه صید کردم
تو را در میان ملافه های پس رفته ا زصورت آن شب صرعی کش رفتم
تو را به تو را به دست های کنار پاها
مطلب کامل

تن عريان تن بي كفن منم
فریادشیری
از اول از آخر از يار بترس
و چشم هاي تو چشم تو بود
دست هاي تو دست تو
پاهاي تو
تو!
آيا تو از نو دوباره حالا آيا؟
مطلب کامل

درصدای سوتی که توی گوش
مهردادفلاح
...............
!!!!!!!!!!!!!!!
..............
؟ ؟
مطلب کامل

آهسته در گوش باد گریه می کند
علی آدینه
ما هر سه از خواب عروسک ها دلتنگ شده ایم

خوابی که بستگانی دور در یک روز گرم دیده بودند

ما زیر طاق دست هایمان ایستاده بودیم و

جفت جفت به خواستگاری چشمه می رفتیم
مطلب کامل

سنجاقک ها روی پیشانی ام خواب می رفت
ناما جعفری
گیلاس ها پرتاب می شوندبه جنوب
ناف زخم هایم رازیرهمین نخل های بریده اند
که کنارفراموش های دیروز/می پیچند/گردنه های شیرازرا
مطلب کامل

دیوارهای خانه‌مان جن پرورش می‌داد
رضاحیرانی
ما تنها دو کلمه‌ی تنهاییم

بین نقطه‌ها گیر افتادیم

شعر فقط سیگارمان را زیاد می‌کند

بیا قدم بزنیم

دست‌هامان را در صندوق پست بیندازیم
مطلب کامل

آخرآدم اگر وجود داشته باشد
داریوش مهبودی
بردیوار،
چندان که باگل سرخی دردست
هرصبح به دیدنم می آید
اما مرانمی بیند.
مطلب کامل

روز منفجر می شود
علیرضا سمیعی
شب همه با خواب هایش شکسته
روز هر روز با قاصدش ابری
چراغ و دهکده در رگ های صدا تزریق می کرد
دوباره از لب هاش تا به رهاست
این از سرودگی
مطلب کامل

نوشته نمی شوی
مهدی نیاکی
لوندی لیلایی از محض زنانگی

زبان به زبان که می زنی شیرینی

آمیخته ی ظرافت و سختی

مانند زنان اساطیر

یک شب به شکل برهنگی
مطلب کامل

دیگر کسی سر به راهت نمی کند
فوادگودرزی
آرام تر بخواب
به خواب من آرام تر بیا
وقتی به خود بیایی
دیگر به راه نمی آید
دیگر کسی سر به راهت نمی کند
مطلب کامل

شب بخیری که دیر به دادم رسید
فرزادسالک نیا
به اندازه ی پیراهنم باز کن

تا به کولی دیگری کوچ نکرده تنم !

شب بخیر با زمزمه ای شکوفه داد

روی قرار هایی که دیر
مطلب کامل

با حواسی که پرت دریاست
علی قربان نژاد
از تب تو بلند شده بودم

قرمز شده بودم تا زیر ماه

پیاده که شدم از کنارت خط خوردم

به همین سادگی از آب افتادم
مطلب کامل

تنم به کجای تو زيبا شد ؟
حامد شکوری
خاطرات کسی انگشتهايم را می بندد
چيزی را که ندارم می گيرم
اسمی را از بر کرده ام
و از فارسی ترين جای تنت دوستت دارم
مطلب کامل

تمام روز تمرین صف آرایی مقابل دشمنی می کنیم
بهزادزرین پور
ما فقط زیر یک سقف نمی خوابیم
وگرنه اینجا هیچ فرقی با سربازخانه ندارد
با کفش و کمربند بسته به خواب می رویم
خروس خوان با تمام تجهیزات
خودمان را به میدان می رسانیم
مطلب کامل

زنش را در آن فرو می کند
احسان هاشمی
می خواستم بشنوم از زن
که برای زیستن دو قلب لازم است
می خواستم بشنود از من
که برای زیستنت دو مرد لازم بود
مردی که دوست بدارد و
مردی که دوست داشته شود
مطلب کامل

چه سگ پدری آورده بود خانه ی ما ؟ چه قشقرقی !
سعیدآرمات
فعلن درز می گیرم تو را که پدرم آمده تو
و دکترها رنگ میوه ی گارم زنگی
طور دیگری گفتند بکشم ، من دیدم تو کشیدی .
فقط سرته گرفته که مثل تو باشم .
مطلب کامل

سرم شلوغ دردهای خودم می شود
فرشیدجوانبخش
سال ها پیش
روی جایی نوشته اند
ما روی کاغذ زندگی می کنیم
و همیشه پشت حرف هایمان
خود را به خلاءای عظیم ریخته ایم
مطلب کامل

ما همه ديکتاتورهاي بي‌زوريم
پژک صفری
من به نمايندگي از طرف شما
گاهي فکر مي‌کنم که خيلي سرم مي‌شود
و همين است که مرا به وحشت مي‌اندازد
و من به طور افتخاري از طرف شما
روي سنگ مستراح مي‌نشينم که دنيا را فتح کنم
مطلب کامل

مرگ روی لبخندی از من رژه می رود هیس
امیربیات
وقتی که مار هنوز دهان آخرین ضجه اش بازاست
مرگ زندگی می کند در یخچال خانه ی تو
در گوشتها و ماهیهای فریز شده

چقدر این سطرها عاشق سطر بعدی اند
موسی بندری
البته که بمب برداشت و گذاشت زیر زبانش
و سکته که وزن روی سینه اش سنگینی می کرد
چقدر این سطرها بد شانس اند .
مطلب کامل

بیست هزارنفر خدایا حالا سی و پنج هزارنفر
موسی بندری
خواب آنها را پیدا کنید که خواب می دیدند این همه خواب را خدایا
یخ می زنند این همه خواب زیر 6 درجه زیرصفر
مطلب کامل

یگویم / و گفته ام به زبانی که :کوکوکوکو
علی باباچاهی
می گرفتند تا در ته چشمانشان گه به گاوی شرور تعلق داشت
هسته ی خرمایی را هم در مشت بسته ی آن هایی را هم که نکشتم و کشتم
نه دیدم و نه شنیدم .
بختم برگشته بود و گر نه به درختی بسته نمی شدم که فضله بارانم گنند پرندگانی از
آتش بزنید تا این مترسکی را که فقط اسرار هویدا می کند از قطار پیاده نشود
مطلب کامل

نهنگی که دل نمی کند از اعماق
بهزادزرین پور
می ترسم
سر به زیر بمیرد آفتابگردان در بدر .

بگو کجای دنیا قشنگ است
که چشم دیدن باران را ندارم
مطلب کامل

من و معشوقه ام بطور کامل مزاحم یکدیگریم .
هادی محیط
صبح روز بعد
دختری که از بیمارستان برگشت تصادفاً نصب چهره اش من شدم
با آن ماشین آلبالویی جیغ !
مطلب کامل

(( در تنم بودی ! ))
کوروش کرم پور
در وضعیت خونین کلمه هستم
با دست های آلوده به شعرم را
که با پیراهن آلوده به تنم را
اثر انگشت این جنایت کرد
کسی به شمارش معکوس زنگ می زند
مطلب کامل

به علت فوت ناگهانی مادر
فریاد شیری
مادر همیشه یک نفر نیست زن فقط نیست
زن همیشه مادر نیست یک نفر فقط نیست
بود و دیگر نیست
سر راهی به راهی می رود که نیست
مطلب کامل

 
 
تمام حقوق این وب‌سایت و محتوای آن متعلق به سه پنج(صدای مستقل ادبیات ایران) است.حق ویرایش مطالب رسیده برای سپنج محفوظ است. به جزلینک مستقیم بازنشر مطالب بدون اجازه ممنوع است WWW.3PANJ.ORG ® 2007 / 3PANJLITR@GMAIL.COM